مهدیهمهدیه، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

بهار عمرم

بدون عنوان

1393/11/19 3:12
نویسنده : مامان فاطمه
43 بازدید
اشتراک گذاری

الان که دارم اینا رو برات مینویسم تو خوابی.یه کوچولو سرما خوردی.

موقع خوابیدنت خیلی بازیگوشی میکنی و به هربهانه ای میخوای از اتاق خواب بیای بیرون و بعضی وقتا که من و بابایی خیلی خسته ایم یه کوچولو از دستت عصبانی میشیم.شاکی

اما تو مقصر نیستی و اینا همه اقتضای سن توا کوچولوی من.

دخترکم الان که دارم برات مینویسم تو 2 سالو 8 ماهه ای.یه دختر نازو بامزه و مهربون.یه دختر باادب و دلسوز که خیلی وقتا با ادب و مهربونیت من و بابایی رو متعجب میکنی

تو عاشق بابایی وخییییییییییییییییلی دوستش داری حتی بیشتر ازمنغمناک به قول مامان جون:از هر دستی دادی از همون دست پس میگیری!!!! راستم میگه من هنوزم دیوانه وار عاشق آقاجونت هستم.محبت

دخترم میخواستم بهت بگم مامانو به خاطر همه کمبوداش ببخش.خیلی دوست دارم بتونم برات بهترین باشم اما گاهی اوقات نمیشه.سکوت

پسندها (2)

نظرات (1)

مامان مژده
19 بهمن 93 8:11
سلام عزیزم به ماهم سربزن
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به بهار عمرم می باشد