بدون عنوان
الان که دارم اینا رو برات مینویسم تو خوابی.یه کوچولو سرما خوردی.
موقع خوابیدنت خیلی بازیگوشی میکنی و به هربهانه ای میخوای از اتاق خواب بیای بیرون و بعضی وقتا که من و بابایی خیلی خسته ایم یه کوچولو از دستت عصبانی میشیم.
اما تو مقصر نیستی و اینا همه اقتضای سن توا کوچولوی من.
دخترکم الان که دارم برات مینویسم تو 2 سالو 8 ماهه ای.یه دختر نازو بامزه و مهربون.یه دختر باادب و دلسوز که خیلی وقتا با ادب و مهربونیت من و بابایی رو متعجب میکنی
تو عاشق بابایی وخییییییییییییییییلی دوستش داری حتی بیشتر ازمن
به قول مامان جون:از هر دستی دادی از همون دست پس میگیری!!!! راستم میگه من هنوزم دیوانه وار عاشق آقاجونت هستم.
دخترم میخواستم بهت بگم مامانو به خاطر همه کمبوداش ببخش.خیلی دوست دارم بتونم برات بهترین باشم اما گاهی اوقات نمیشه.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان 
